تماس با ما

|

نشریه گوهر معرفت

|

کتابخانه

|

گزارش تصویری

|

مقالات

|

خبرها

|

صفحه اصلی

 

 

 

 

 

 

 

پرتويي از سيماي محمد صلي الله عليه و آله و سلم:


حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم فرزند عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف در شهر مکه به دنيا آمد، پيش از تولد، پدرش عبدالله از دنيا رفته بود و در 6 سالگي مادرش آمنه را نيز از دست داد، او تا 8 سالگي تحت کفالت جدّش عبدالمطّلب بود و بعد از مرگ جدّش در منزل عمويش ابوطالب سُکنا گزيد. و در 13 سالگي در سفر شام، ابوطالب را همراهي کرد، او در اين سفر عظمت و بزرگواري و امانتداري خود را نشان داد و در 25 سالگي با خديجه دختر خويلد ازدواج کرد و به صداقت و امانتداري مشهور گشت بطوري که همه او را محمّد امين مي خواندند.
ابتکار عمل او در سن 25 سالگي در ارتباط با نصب حجرالاسود و خواباندن آن غائله جاهلي، تدبير و مديريت و کارداني آن حضرت را ثابت کرد و شرکت آن حضرت در پيمان حلف الفضول نوع دوستي و انسان دوستي حضرتش را به اثبات رساند. پاکي و درستکاري، متانت و وقار و تفکر و انديشه پرهيز از شرک و بت پرستي و بي اعتنائي به زرق و برق امور دنيوي و انديشيدن در نظام خلقت و آفرينش، او را کاملاً از ديگران متمايز ساخته بود.
آن حضرت در سنّ 40 سالگي به پيامبري مبعوث گرديد و تا سه سال دعوتش خصوصي بود و بعد از اين مدّت به حکم آيه وَ اَنـْذرْ عَشيرَتَکَ الاَقـْرَبينَ يعني خويشاوندان نزديک خود را هشدار ده. ماموريت رسالت خويش را آشکار ساخت و دعوت به توحيد و پرهيز از شرک و بت پرستي را به گوش مردم رساند و از همين جا بود که سران قريش بناي مخالفت با او را گذاشتند و به آزار آن حضرت پرداختند.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم در مدت 13 سال تمام در مکّه با همه سختي ها و گرفتاريهائي که سرمايه داران مکّه و عناصر وابسته بدانها برايش بوجود آوردند، مقاومت کرد و از مواضع الهي و آسماني خويش هرگز عقب نشيني ننمود. بعد از سيزده سال تبليغ در مکه، ناچار به هجرت شد، بعد از هجرت در طول اقامت ده ساله در مدينه، موفق به تشکيل حکومت اسلامي گرديد.
و در اين مدت به دفع تهاجم مشرکان و معاندان پرداخت. در سال دهم هجرت بعد از انجام مراسم حجّ و ترک شهر مکه، در 28 صفر سال يازدهم هجرت از دنيا رحلت نمود.
اخلاق و سيره پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم:
رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم کاملترين انسان و بزرگ و سالار تمام پيامبران است، در عظمت آن حضرت همين بس که خداوند متعال در قرآن مجيد او را با تعبير ((يا ايّها الرّسول)) و ((يا ايّها النّبي)) مورد خطاب قرار مي دهد و او را به عنوان انساني الگو براي تمام جهانيان معرّفي مي نمايد. ((لَقَدْ کانَ لَکُم في رَسُول الله اُسوَةٌ حَسَنَةٌ)) يعني ((پيامبر بهترين الگو براي شما است)).
او به حق داراي اخلاق کامل، و جامع تمام فضائل و کمالات انساني بود. خدايش او را چنين مي ستايد: (( انک لَعَلي خُلُقٍ عَظيمٍ)) يعني (( اي پيامبر تو داراي بهترين اخلاق هستي)). ((وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْب لا نـْفَضُّوا منْ حَــوْلکَ)) يعني ((اگر تندخــو و سخت دل مي بودي مردم از اطرافت پــراکنده مــي شدند.)) بدين جهت يکي از مهمترين عوامل پيشرفت اسلام، اخلاق نيکو و برخورد متين و ملايم آن حضرت با مردم بود.
او سيمائي گيرا و دوست داشتني داشت. صداقت و صميميّت در رفتارش توام با ابهت و قدرت نمايان بود، از پيشانيش پرتويي که چشمها را خيره مي کرد مي درخشيد، پرتويي که مانند لبخند سپيده دم مـحـسـوس، امّــا هـمـچـون راز غـيـب مجهول که ساده ترين نگاهها آن را به سادگي حسّ مي نمود امّا پيچيده ترين نبوغها به دشواري آن را درک مي کرد.
محمّد صلي الله عليه و آله و سلم انسان کاملي است با تمام ويژگيهاي پيامبران پيشين، او اخلاص ابراهيم و صبر نوح و صلابت موسي و رافت عيسي و ولايت سليمان را در خود جمع نموده است.
((گاه او را در صحنه هاي مرگبار جنگ مي بينيم که پيشاپيش يارانش مي تازد، مشتي خاک بر مي گيرد و به خشـم بر چهــره خصـم مـي پاشد. که بي درنگ شمشيرهـا را به رقص درمي آورد. وگاه همو را مي بينيم که در رهگذرش يهوديي از بام خانه اش خاکستر بر سرش مي ريزد و نرمتر از مسيح، روي در هم نمي کشد و يک روز که از کنار خانه وي مي گذرد و از خاکستر وي خبري نمي شود با يک لحن عارفانه مي پرسد رفيق ما امروز به سراغ ما نيامد و چون مـي شنود که بيمـار شـده اسـت به عيادتش مي رود!
در اوج قدرت در آن لحظه که سپاهيانش مکّه را- شهري که بيست سال او و يارانش را شکنجه داده و آواره کرده است فتح کرده اند، بر مسند قدرت امّا در سيماي مهربان مسيح کنار کعبه مي ايستد و در حالي که ده هزار شمشير تشنه انتقام از قريش پيرامونش برق مي زنند و بر ابوسفيان و هند جگرخوار حمزه و عکرمه فرزند ابوجهل و صفوان و... دندان مي نمايد مي پرسد: اي قريش! فکر مي کنيد که با شما چه خواهــم کـرد؟ آنان که سيمــاي مسيح را نيز در اين موسائي که مظهر قهر خداوند است خوب مي شناسند و به چشم مي بينند، پاسخ مي دهند که: تو برادري بزرگوار و برادرزاده بزرگواري و آنگاه با آهنگي که از گذشت و مهرباني گرم است مي گويد: برويد، همگي آزاديد!
چه کسي مي تواند به سادگي باور کند، مردي که نيمه شبي خاموش، خانه و شهر را ترک کرده و در قبرستان بقيع سر در گريبان لطيف ترين احساس هاي عارفانه فرو برده و با لحني که گوئي از اعماق روح يک راهب بزرگ بر مي خيزد، با قبرهاي خاموشي که در پرتو اسرارآميز مهتاب صحرا با وي از سرنوشت مرموز حيات سخن مي گويند به گفتگو مي پردازد، وي همان کسي است که او را مي بينيم که در بازار مدينه، کنار گودال عميق و وحشتناکي که به دستور وي کنده اند نشسته است و دسته دسته يهوديان بنــي قريظه را که هر چند تن به يک زنجيرشــان بسته انـد مــي آورند و در برابر وي گردن مي زنند و در گودال مي ريزند... اينان نامردانه به جامعه خيانت کرده اند و اينگونه محمّد صلي الله عليه و آله و سلم آنگاه که در برابر خيانت قرار مي گيرد قيافه موسي را دارد...
و از پروردگارش کساني چون علي و ابوذر را مي نگريم.
ابوذر مردي است با، يک روح دو بعدي مرد شمشير و نماز، مرد تنهائي و مردم، مرد عبادت و سياست، مرد مبارزه بخاطر آزادي و عدالت.
و علي، چه کسي مي تواند سيماي او را نقاشي کند؟ روح شگفتي با چندين بُعد انساني که در صحنه هاي متفاوت و متناقض حيات بشري قهرمان است، قهرمان شمشير، سخن، خردمندي، وفا، جانبازي، ايمان، حقيقت جوئي، ايثار، شکيبائي، تقوا، سادگي، عدالت و عبادت.
آن روزها که در صحنه هاي خونين نبرد، شمشير پرآوازه اش صفوف دشمن را به بازي مي گيرد و سپاه خصم همچون مزرعه گندم هاي رسيده در دم تيغ در دمش بر روي هم مي خوابد و در دل شب هاي ساکت مدينه، همچون يک روح دردمند و تنها، بستر آرامش را رها مي کند و در زير سايه روشن نخلستان هاي حومه مدينه سر در حلقوم چاه مي برد و غريبانه مي نالد، آري زنداني بزرگ خاک!
خطوط سيماي محمّد صلي الله عليه و آله و سلم را سيمائي که در پس چهارده قرن از چشم هاي کم سوي ما قرار گرفته است نه تنها در سيماي خود وي بلکه در سيماي حقّ، سيماي قرآن، سيماي علي و ابوذر و چند سيماي تابناک و زيبا و صميمي ديگري که پرداخته دست اوست و حتي در سيماي آن خانواده شگفت تاريخ انسان که در آن پدر، علي است و مادر، زهرا و پسر، حسن و حسين و بانويي همچون زينب بايد يافت...
... و محمّد صلي الله عليه و آله و سلم خود در دو خط زيبا و صريح آنها را رسم کرده است که: ((پارسايان شب اند و شيران روز)) رزمندگان بي هراس و شيفته رزمگاه و عاشقان سوخته خلوت محراب. بدينگونه است که تنها محمد صلي الله عليه و آله و سلم و رسالت چند بعدي و دو جهته اش شايستگي آن را دارند که آرزوي بزرگ انسان امروز را تحقّق بخشند))

 

بالا