ضبط آدرس

« صفحه بعدی

 فهرست

صفحه قبلي »

نسخه مخصوص چاپ

 


 امام رضاعليه السلام و ايران

 در ميان امامان شيعه، تنها امامي كه در كشور اسلامي ايران دفن شده، امام رضاعليه السلام است؛ امامي كه از بدو ورودش به اين سرزمين، سبب خير و بركت و وجود پر جودش منشأ خيرات و مبرّات شد. در حال حاضر آرزوي هر مسلمان شيعه ايراني آن است كه سالانه يكبار و يا حتي بيشتر به زيارت مرقد شريفش مشرّف شود. اينك جا دارد براي حسن ختام، نقلي را از ابن حَبّان بياورم كه نشان مي‏دهد نه تنها شيعيان بلكه محدّثان و مردمان سني مذهب نيز زماني احترام وافر نسبت به قبر آن امام همام از خود نشان مي‏داده‏اند و به زيارت قبر شريفش نائل شده و بهره مي‏گرفته‏اند.

 بنا به نقل ابن حَجَر افرادي چون ابوبكر بن خُزَيمه و ابوعلي ثقفي و عدّه‏اي ديگر از مشايخ محدّثين به زيارت مرقد شريفش مي‏رفته‏اند.(388)ص

 ابن حبان از محدثان و رجال شناسان قرن چهارم هجري، ذيل نام علي بن موسي الرضاعليه السلام مي‏نويسد: علي بن موسي الرضا - عليه السلام - به وسيله سمّي كه مأمون به ايشان خوراند، رحلت يافت. اين حادثه در روز شنبه، آخرين روز صفر سال 203 بود. قبر او در سناباد، خارج از نوقان در كنار قبر هارون معروف است. من بارها آن را زيارت كرده‏ام. وقتي در طوس بودم، هيچ مشكلي بر من وارد نمي‏شد، مگر آن كه به زيارت قبر علي بن موسي الرضا صلوات الله علي جده و عليه رفته و از خدا گشايش آن را مي‏خواستم و به درجه اجابت مي‏رسيد و سختي از من برطرف مي‏شد. بعد مي‏نويسد:

 وَهذا شئٌ قَدْ جَرَّبْتُهُ مِراراً فَوَجَدْتُهُ كَذلِكَ اَماتَنَا الله عَلي محَبَّةِ الْمُصْطَفي وَاَهْلِ بَيْتِهِ صَلَّي الله عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ اَجْمَعِين.(389)

 و اين چيزي است كه بارها آن را تجربه كردم و ديدم نتيجه همان بود، خدا ما را با محبت رسول خدا و اهل بيتش بميراند.

 از نظر تاريخي، ترديدي نيست كه وجود قبر امام در اين محدوده، موجب گسترش تشيع بوده است. تماس شيعيان اين ناحيه با امام و نگارش نامه‏هايي به آن حضرت و طرح سؤال و گرفتن پاسخ، يكي از شواهد اين امر است. مجموعه نامه‏هاي امام به افراد مختلف در توضيح مباني شيعه به راحتي، گستردگي آن را نشان مي‏دهد؛ نامه‏هايي از قبيل تبيين جايگاه اهل بيت در كتاب و سنّت.(390) برخي از مسائل كلامي(391) و نيز مسائل اختلافي ميان شيعه و سني مانند مسأله ايمان ابوطالب(392)، توضيح مصداق شيعه(393)، توضيح مصداق صحابي(394) و معناي اولي‏الأمر(395) و جز آن. اين پاسخها آموزه‏هايي بود كه براي شيعيان به عنوان ديدگاه قعطي پذيرفته مي‏شد. گزارشي هم حكايت از آن دارد كه امام اموال خود را در روز عرفه ميان مردم قسمت كرد و در برابر اعتراض فضل بن سهل كه آن را »زيان« خوانده بود، امام آن را »غنيمت« دانست.(396)

 يكي از شيعيان خالص امام كه در زمان حضور امام در مرو به خدمت ايشان رسيد، دعبل خزاعي بود. دانسته است كه طايفه خزاعيان از طوايف شيعي عرب به شمار مي‏روند و دعبل در اين زمان شاعر برجسته عرب، خزاعي و شيعي شناخته مي‏شد. زماني كه دعبل به خراسان آمد، قصيده تائيه خود را سروده و گفته بود كه نبايد كسي پيش از امام رضاعليه السلام آن را بشنود.(397) اين قصيده تاريخ شيعه را در اين دوره منعكس مي‏كند، تاريخي كه همراه با درد و رنج و قتل و آزار است:

 مدارس آيات خلت من تلاوة

و منزل وحي مقفر العرصات

 لآل رسول الله بالخيف من مني

و بالركن و التعريف و الجمرات

 ديار علي و الحسين و جعفر

و حمزة و السجاد ذي الثفنات

 ديارٌ عفاها جور كلِّ منابذ

و لم‏تعف بالأيّام و السنوات

 ... هم أهل ميراث النبي اذا انتموا

و هم خير سادات و خير حماة

 تخيرتهم رشدا لأمري فإنهم

علي كلِّ حال خيرة الخيرات

 نبذت اليهم بالمودة جاهدا(398)

و زِدْ حبّهم يا ربِّ في حسناتي

 ... الم تر أنّي مذ ثلاثين حجة

أروح و أغدو دائم الحسرات

 أري فيئهم في غيرهم متقسّما

و أيديهم من فيئهم صفرات

 دعبل اميدوار است كه امامت در اختيار اهل بيت قرار گيرد:

 خروج امام لامحالة خارجٌ

يقوم علي اسم الله و البركات

 يميِّز فينا كلَّ حقٍّ و باطل

و يجزي علي النعماء و النقمات

 امام از اين شعر به شدت متأثر شد و يك صد دينار از دينارهايي كه به اسم مبارك امام ضرب شده بود، به همراه جبّه‏اي به وي داد.(399) عجيب آن كه در راه دزدان قافله‏اي را كه دعبل در آن بود مورد حمله قرار دادند و پس از آن كه دعبل را شناختند و او قصيده خود را براي آنها خواند، وسائل اهل قافله را پس دادند. مردمان قم، از وي خواستند تا جبّه اهدائي امام را به قيمت هزار دينار به آنان بفروشد، اما او نپذيرفت. پس از خروج از قم، جوانان عرب آن را از وي گرفتند. وي به شهر برگشت و تنها رضايت داد تا بخشي از جبه را به وي داده و هزار دينار نيز بگيرد.(400) به نظر آقاي »اشتر« وي به احتمال در قم مانده تا زماني كه خبر درگذشت امام را شنيده است. مأمون از روي خباثتي كه داشت امام را در نزديكي قبر پدرش رشيد در طوس دفن كرد. اين امر آشوبي در وجود دعبل و شيعيان برانگيخت. در اشعار بعدي دعبل حملات صريحي به عباسيان است. وي به ويژه به همين ماجرا اشاره كرد:

 أري أميّة معذورين ان قتلوا

و لا أري لبني العباس من عذر

 ... قبران في طوس: خير الخلق كلهم

و قبر شرّهم هذا من العبر(401)

 زماني كه مأمون در سال 210 فدك را به طالبيان بازگرداند، دعبل در شعري چنين سرود:

 أصبح وجه الزمان قد ضحكا

بردِّ مأمون هاشمٍ فدكا(402)

 دعبل با همه ارتباطي كه با اميران و درباريان دوره مأمو و معتصم داشت، هيچگاه از تشيع دست نكشيد و خود مي‏گفت كه پنجاه سال است كه چوبه‏دار خود را همراه مي‏برد اما كسي او را بر دار نياويخته است. اشعار وي در ستايش اهل‏بيت بسيار فراوان است:

 بأبي و أمي خمسة أحبهم

لله، لا لعطية أُعطاها

 بأبي النبي محمدٌ و وصيّه

الطيّبان و بنته و ابناها(403)

 و در آخرين شعري كه پيش از وفاتش سرود، گفت:

 أعدَّ لله يوم يلقاه

دعبلٌ: أن لا اله الا الله

 ... الله مولاه و النبيُّ، و من

بعدهما فالوصيُّ مولاه(404)

 به هر روي در زمينه گسترش تشيع در ايران، يكي از نكات غير قابل انكار آمدن امام رضاعليه السلام به ايران است. توجه به حفظ آثار برجاي مانده از مسير امام در شهرها و مناطقي كه به نحوي محل استقرار امام بوده، نشان از علاقه ويژه شيعي در ميان مردم است، هر چند ممكن است در باره برخي از اين مكانها و ارتباط آنها با امام رضاعليه السلام خبر درستي در دست نداشته باشيم.

 به عنوان نمونه، »مسجد امام رضا در اهواز«(405) يكي از قديمي‏ترين نقاطي است كه در ايران به نام امام رضاعليه السلام وجود دارد. جداي از ابودلف، ياقوت هم از پل شوشتر در اهواز و مسجدي كه به نام امام رضاعليه السلام روبروي آن بوده ياد كرده است.(406) دو نقطه منسوب به امام رضاعليه السلام در شهر شوشتر است يكي از آنها كمي دورتر از پل شاه علي و لشكر(407) و ديگري در شرق شوشتر نزديك رودخانه شطيط.(408) بر اين بناي دوم تاريخي از سال 1094 ديده مي‏شود.

 قدمگاه ديگري هم در شرق شهر دزفول موجود است.(409) همه اينها به نام امام رضاعليه السلام ديمي قرار دارد كه اين ديمي نامي برگرفته از منطقه است.(410) دو بقعه ديگر، يكي در دزفول و ديگري در شوشتر با نام شاخراسون وجود دارد. دو بقعه ديگر در شوشتر با نامهاي »امام ضامن« در حوالي كنارستان و »بقعه امام رضا« در حوالي بلوك عقيقي وجود دارد.(411) محلي هم به عنوان »قدمگاه امام رضا« در جنوب آبادي كهنك(412) در حوالي شوشتر وجود دارد.

 در شهر ارجان كه در قديم شهر آبادي بوده و اكنون در يك فرسخي آن بهبهان با قدمت سيصد ساله وجود دارد، محلي با نام قدمگاه يا مسجد امام رضا است كه گفته شده حضرت در حركت خود به خراسان در اينجا نماز خوانده‏اند.(413)

 مسجد قدمگاه امام رضا در ابرقو، مشهور به مسجد بيرون هم از اماكني است كه شناخته شده و آثاري از آن برجاي مانده است.(414)

 در شهر يزد هم چندين قدمگاه وجود دارد. از جمله آنها قدمگاه خرانق )مشهدك( است. خرانق در شصت كيلومتري شهر يزد قرار دارد. تاريخ اين قدمگاه بر اساس كتيبه موجود در آن مكان به قرن ششم هجري باز مي‏گردد. در اين كتيبه آمده است:

 لا اله الا اللّه، محمد رسول اللّه، اميرالمؤمنين به تاريخ ست و تسعين مائة علي بن موسي الرضا اينجا رسيده است و در اين مشهد فرود آمذ و مقام كرد و به تاريخ سنه اثني و تسعين و خمسمائه خراب بوذ و از جهد بوبكر بن علي ابي‏نصر فرموذنذ و به دست ضعيف پرگناه يوسف بن علي بن محمد بنا واكرده شذ خذايا بر آن كس رحمت كن كي يك بار قل هو الله به اخلاص در كار آنك فرموذ و آنك كرد و آنك خواند كنذ كتبه يوسف بن علي بن محمد في شهر ربيع الاول سنة خمس و تسعين و خمسمائة.(415)

 به يقين در آن حوالي شيعياني زندگي مي‏كرده‏اند كه اين بقعه را سرپا نگاه داشته‏اند. اثر تاريخي ديگر مربوط به آثار سفر امام رضاعليه السلام قدمگاه ده شير در فراشاه است. اين قدمگاه در كنار جاده تفت به ده شير و در مركز فراشاه قرار دارد. كتيبه‏اي كه در محراب بناي آن وجود دارد حكايت از آن مي‏كند كه گرشاسب بن علي از امراي كاكويه ديلمي در سال 512 آن مكان را ساخته است. بناي مزبور در همان عصر به نام مسجد مشهد علي بن موسي الرضا شهرت داشته است.

 

 كتيبه برجاي مانده چنين است:

 حاشيه اول: بسم الله الرحمن الرحيم ذلك الذي يبشر الله عباده ... )شوري 23)

 حاشيه دوم: بسم الله الرحمن الرحيم و نام دوازده امام.

 متن: آيه تطهير

 خط دوم: لا اله الا الله محمد رسول الله )در زير آن علي ولي الله با خط جديدتر به آن الحاق شده است(

 خط سوم: بسم الله الرحمن الرحيم قد افلح المؤمنون ...

 خط چهارم: بسم الله الرحمن الرحيم قل هو الله احد ...

 امر بعمارة هذا المسجد المعروف بمشهد علي بن موسي الرضاعليهما السلام العبد المذنب الفقير الي رحمةالله تعالي كرشاسب بن علي بن فرامز ابن علاءالدوله تقبل الله منه في شهور سنة اثني عشرة و خمس مائة(416)

 در محله دارالشفاي يزد، مسجدي با نام مسجد فُرط يا پتك وجود دارد كه بسيار كهن و قديمي است. داستان بناي اين مسجد به زمان خروج ابومسلم خراساني بر مي‏گردد. گفته شده است كه امام رضاعليه السلام چون در سفر خراسان به يزد آمد در اين مسجد نماز گزارد. اكنون نيز يكي از حجرات مسجد به نام »صومعه امام رضا« شناخته مي‏شود. اين مسجد در سال 1087 بازسازي شده است. سنگي در صومعه وجود دارد با اين عبارت: وقف كرد بر صومعه متبركه امام علي موسي الرضا ميرك شربت دار في تاريخ سنة 417).937)

 دو سنگ‏نبشته يكي با تاريخ 516 در موزه آستان قدس مشهد و ديگري با تاريخ 547 در موزه فرير گالري واشنگتن مربوط به مسجد مشهد امام رضا موجود است كه هر دو نشاني است از قدمگاههاي يزد و ديگر حضور تشيع در اين ديار. متن هر دو سنگ را آقاي افشار چاپ كرده‏اند.

  عبارات سنگ مورخ 516 چنين است:

 حاشيه اول: بسم الله الرحمن الرحيم و نام دوازده امام

 حاشيه دوم: بسم الله الرحمن الرحيم و آيه انما وليكم الله

 حاشيه سوم: امر بعمارة المشهد الرضوي علي بن موسي الرضاعليه السلام المذنب الفقير الي رحمة الله ابوالقاسم احمد بن علي بن احمد العلوي الحسيني تقبل الله منه

 پيشاني: الله اكبر

 متن: هذا مقام الرضا عليه السلم اقبل علي صلوتك و لاتكن من الغافلين شعبان سنة ستة عشر و خمس

 زير: مائة. عمل عبدالله بن احمد مره.(418)

 سنگ نبشته دوم:

 حاشيه اول: آيه 17 و 18 آل عمران

 حاشيه دوم و سوم: بسم الله الرحمن الرحيم و نام چهارده‏معصوم

 پيشاني: آيه تطهير

 متن: سوره اخلاص و اين جمله: امر بعمارة هذا المسجد المعروف بمشهد علي بن موسي الرضا عليه السلام العبد المذنب الي رحمة الله تعالي جنيد بن عمار برالفاد )نقطه فاء مشخص نيست(.

 زير سنگ: في سنة سبع و اربعين و خمس مائة. عمل احمد بن محمد بن احمد اسك.(419)

 مسجد ديگري با نام »مسجد قدمگاه« در شهر يزد در محله مالمير خارج حصار وجود دارد.(420)

 در روستاي بافران در پنج كيلومتري نائين درختي وجود دارد كه مردم آن را »موم رضا« مي‏نامند و چنين شهرت دارد كه امام رضاعليه السلام زير اين درخت غذا تناول فرموده‏اند. مردم هم در روز عاشورا و بيست و يكم رمضان در آنجا جمع مي‏شوند. گفته شده كه شاه عباس هم در آنجا بنايي ساخته بوده است.(421) در خود نائين هم قدمگاه مسجد قديمان وجود دارد. گفته شده كه حضرت در اين مسجد نماز خوانده است. ايضا در نائين حمام و مسجد امام رضا وجود دارد كه گفته شده حضرت در آنجا استحمام نموده و در مسجد نماز خوانده است. اين دو در محله گودالو در نائين قرار دارند. در پشت مسجد كلوان هم قدمگاهي وجود دارد كه منسوب به امام رضاست.(422)

 رافعي نوشته است كه قد اشتهر اجتياز علي بن موسي الرضا بقزوين و يقال انه كان مستخفيا في دار داود بن سليمان غازي.(423) شهرت دارد كه علي بن موسي الرضا از قزوين عبور كرده و گفته شده كه در خانه داود بن سليمان غازي پنهان بوده است. گويا كسي در اين نكته ترديد ندارد كه مسير امام در سفر به خراسان از قزوين نبوده است. نيز گزارش شده است كه امام رضاعليه السلام از نطنز گذشته و محلي كه اكنون به نام قدمگاه علي‏عليه السلام شهرت دارد مربوط به توقف امام رضاعليه السلام در اين شهر است.(424)

 همچنين گزارش شده است كه امام رضاعليه السلام از دامغان گذشته و در محلي با نام آهوان، چند آهو خدمت آن حضرت رسيده‏اند.(425)

 ورود امام رضاعليه السلام به نيشابور در منابع فراواني آمده است. شيخ صدوق از ورود آن حضرت به محله »فُزْ« در نيشابور ياد كرده و نوشته است كه تاكنون )نيمه دوم قرن چهارم( در آن محل حمامي بنا شده كه به حمام رضا مشهور است.(426) همچنين در بيست و شش كيلومتري نيشابور قدمگاه معروف منسوب به امام رضاعليه السلام موجود است و به اين نام شهرت دارد. جايي هم با نام عين الرضا در محلي با نام حمراء(427) شناخته شده بوده است. از جايي نيز با نام پسنده، كه محل اقامت امام بوده و ايشان از آن راضي بوده و به همين دليل از آن با عنوان پسنده ياد شده نام برده شده است.(428)

 در ميان اصحاب امام رضاعليه السلام كساني هستند كه حتي اگر عرب نيز بوده‏اند، در شهرهاي ايراني زندگي مي‏كرده و نامي ايراني يافته‏اند. چند نفري كه به همداني شهرت دارند ندانستيم كه همْداني هستند يا همَداني. بنابراين يادي از آنها نكرديم. از رازيها و قمي‏ها و غير شهرهاي ايران هم ياد نكرده‏ايم. كساني كه لقب آنها منسوب به شهرهاي ايراني است عبارتند از: ابراهيم بن ابي‏محمد خراساني )مسندالرضاعليه السلام 511 / 2) ابوسعيد الخراساني )مسند 514 / 2) محمد بن عبدالله الخراساني )مسند 548 / 2) سليمان بن حفص مروزي )مسند 533 / 2) سليمان بن صالح مروزي )مسند 534 / 2) سهل بن قاسم نوشجاني )مسند 534 / 2) ابوالقاسم الفارسي )مسند 515 / 2) فتح بن يزيد الجرجاني )مسند 542 / 2) فضالة بن ايوب ازدي سكن اهواز )مسند 543 / 2) محمد بن اسحاق طالقاني )مسند 545 / 2) محمد بن ابي‏يعقوب بلخي )مسند 545 / 2) محمد بن زيد طبري )اصله كوفي( )مسند 547 / 2) نعيم بن صالح طبري )مسند 553 / 2) ابوسعيد النيسابوري )مسند 515 / 2) حمزة بن جعفر الارجاني )مسند 515 / 2) ابوحيون مولي الرضا )مسند 514 / 2).

 

« صفحه بعدی

فهرست

صفحه قبلي »